تمامی مطالب موجود در این سامانه از وب سایت های دیگر و بدون دخالت انسانی جمع آوری شده , لذا تمام مسئولیت آنها بر عهده وب سایت منبع میباشد. مطالب مغایر با قوانین جمهوری اسلامی ایران را از طریق بخش تماس با ما به ما اعلام کنید.


ورود به کانال تلگرام


بعد از سالها  

بعد از سالها دلم یك دفعه لك زد برای این خانه قديمي. انقدر كه بشینم و بعضی ار حرف های قديمي رو دوباره بخونم. دلم لك زد برای نوشته ها و حرف ها. باعث شد یك لبخند و یك حس عجیب خوب رو تجربه كنم. گاهی بی خوابی چه چیز هایی رو یادمون می یاره. مثل همین وبلاگ خاك گرفته. بی خوابی امشب با كتاب  و نگاه كردن به جناب اقای مهربان رفع نشد. حتی با پرسه زنی در دنیای مجازی و خواندن تمام مسیج های تلگرام  كه هیچ حوصلشون نبود و گشت و گذار  اینستایی. اصلا تا به خودم بیام سر

ادامه مطلب  

***من قديمي بودم***  

من قديمي بودم
پلي
با سی و سه چشمِ گریان
وقتی از من می‌گذشتی
قصری آتش گرفته
که ویرانی‌اش را تماشا کردی و رفتی
مقبره‌ی پادشاهان
که هُرم سینه‌ی برده‌ها هنوز
درونش زبانه می‌کشد
دیواری
چین‌خورده دور خودم
کناره جاده‌ی مفروش پروانه‌های مرده
افسوس 
حتی نسیم بال پروانه‌ای می‌توانست به حالم بیاورد
من قديمي بودم
تو فردا
از من که می‌گذری
از حالم چه می‌دانی ؟ 
 

ادامه مطلب  

 

 
یه آدمایی تو زندگیم بودن که وقتی میرفتن میدونستم ممکنه دیگه هیچ وقت برنگردن،میدونستم این آخرین باری که می بینمشون واقعا آخرین باره!! خاطره سازِ روزای بچگی(: با وجود تمام لحظاتی که دلم ازت گرفت،تمام اخمات،تمام نبودنات، خوشحالم که میری تا برگردی((:
هم بازی قديمي رفت که بره سربازی و من چقدر دلتنگش شدم....
 

ادامه مطلب  

❤️  

❤️❤️خریــــــــــدارم
تمام تنهایی‌هایت راتمام غمها و دردهایت راتمام اندوهت را
می‌خرم انهارا بہ قیمت
تمام احساسم
تا انجا کہ حالت خوش شود..❤️❤️
❤️عاشـــــقانہ هایم❤️تمــــــــــامے نــدارد❤️ وقتے تو بهترین❤️ اتفاق زندگے‌ام❤️ هستی

ادامه مطلب  

مشکوکم  

مشکوکمبه تمام دوستت دارم هابه تمام بی تو می میرم هابه تمام صبح بخیرهای خواب آلودشب بخیرهای راز آلودمشکوکم به تمام عشق های عجیببه تمام  مردهای نجیببه تمام دختران عفیفبه تمام دوستت دارم هامشکوکمبه توبه منبه تویی که  دوستم داریبه منی که بی تو می میرم

ادامه مطلب  

 

ساعت شیش صبح وقتی داشتم توی کشوم دنبال  تسبیحی می گشتم که پ از مشهد برام آورده بود،چشمم افتاد به تنها نشونه ی تو.نشستم به گریه کردن که چرا تمام نمیشی؟! چرا این فاصله ها تمام نمیشه؟! چرا من تمام نمیشم لااقل؟! چرا دنیا تمام نمیشه ؟! 

ادامه مطلب  

پیشاپیش تولدت مبارک داداشی  

سلام
تولدته داداش گلم
 
خودت یادته؟
 
حواست هست عزیز دلم
 
حواست هست نازنینم که چند ساله شدی؟
 
به اندازه ی تمام ثانیه های عمرت:
 
تولدت مبارک داداشی
 
به اندازه ی تمام لحظه هایی که کنار هم قد کشیدیم و بزرگ شدیم
 
تولدت مبارک داداشی
 
به اندازه ی تمام قهرها و جنگ و دعواهامون
 
تولدت مبارک داداشی
 
به اندازه ی تمام جای چنگای من که رو صورتت مونده
 
تولدت مبارک داداشی
 
به اندازه ی تمام بازیهای سر ظهرمون
 
تولدت مبارک داداشی
 
به اندازه ی تمام رفاق

ادامه مطلب  

92.  

این منم . که در آستانه ی ِ هجده سالگی تمام ِ درد را به تو واگذار میکنم . تمام ِ این نامه ی ِ سر به مُهر را در آغوش ِ ویرانگر ِ باد رها میکنم تا تمام ِ عشق را به انتظار بنشینم . و تمام ِ عشق را به انتظار بنشانم . و شهر را با ستاره های وحشی کوچکش به میهمانی رویاهایم دعوت کنم .
:)

ادامه مطلب  

نای آخر  

زخم دوکی قلبم دهان باز کرده
و تمام مرا بلعیده
من نیمه تمام نم کشیده بر مزار آرزوهای مرده
پیراهن چاک می دهد
و ناله سودا می کند با نفس های عمیق "آه "
ماسک بی تفاوتی از چهره ام سر می خورد
خسشته تر از آنم که دوباره بازیچه ی خدایان شهوت و بندگان هوس باشم
خسته تر از آنم که به بامداد خمار بیندیشم
فسخ حیات ؛پس زدن نفس های نا خواسته و تمام شدن ...
جسارت و شجاعت آری و اما بریدن می طلبد
کاتر تیز بس نیست که کات دستوری لازم است
می خواهم تمام شوم ...تمام

ادامه مطلب  

بیا بهت بگم شكر خدا  

من باید شكرگذارباشم
برای تمام اتفاقات این روزها
برای تمام نشانه ها حق
برای دیدن سنتهای خدا
برای نوع نگاهم
برای تو
برای آمادگی پذیرش تغییر
برای تمام بحثهایی كه می شود
وخیلي از موضوعات برایم مرور می شود،
كیفیت زندگی
كیفیت لبخندت
برای دلپذیر شدنت،
برایtyping...
برای تمام انگیزه های این روزها
برای حضور تمام دنیا
 

ادامه مطلب  

 

امروز بعد از نمیدونم چند سال شاید 7 سال شاید 10 سال نمیدونم بعد چند سال
پا گذاشتم تو جایی که تمام حس های خوب بچگیم اونجا بود
تا در رو بار کردم کلي اتفاق و کلي حس خوب و کلي خاطره خوب رد شد از جلو چشمم
اونقدر خوب و قشنگ که دلم گرفت از نبودنشون
که دلم گرفت از خالي بودن اونجا
که دلم خواست کاش دوباره بودن
کاش دوباره میشد که باشن
که کنار هم باشیم
خوشحال...شاد...بیخیال دنیا
که من همچنان تنها دختری باشم که اجازه ورود به اتاق رو دارم
که کاش دنیا برامون چنین ت

ادامه مطلب  

http://uploadboy.com/users/hamidmehraz/173958/FIlms of HAMID REZA MEHRAZ  

فيلمهاي حمیدرضامهراز     :
عزیزان می توانند فیلم مستندی که از حمیدخان تهیّه شده در دوران خلوت و ریاضت ببینند :
 
https://www.youtube.com/user/hamidmehraz
https://telegram.me/bazgashtbezendegi
http://uploadboy.me/tb9lm9v8dxvn/anja khoda bood.DAT.html
می توانید سخنرانیهای مهندس مهراز را دانلود کنید : 
 http://uploadboy.com/users/hamidmehraz/173958/FIlms of HAMID REZA MEHRAZ
 https://www.aparat.com/hamidmehraz

ادامه مطلب  

رویا  

چه پاییزی سردی است .جای بزرگترها حسابی خاليست .کاش میتوانستمتمام گلهای خاطرات آن خانه قديمي مادربزرگ را از روی عکس بچینم و دیگر جایی جا نگذارمکاش میشد کاش میشد چراغهای آن خانه قديمي را بردارم تا چراغ راهم باشد که دیگر مسیر زندگیم را گم نکنمآخر دیگر مادربزرگ و پدربزرگی ندارم که راه را به من نشان بدهندروی آن ایوان زیبا پرستوها لانه داشتند و یکصدا آواز میخواندند به گمانم شعری عاشقانه برای آنها می سرودندو من تازه معنی آهنگشان را میفهممعطر آن

ادامه مطلب  

تمام شد  

ليلا دوباره قسمت ابن السلام شد
عشق بزرگم آه چه آسان حرام شد
 
می شد بدانم این که خط سرنوشت من
 از دفتر کدام شب بسته وام شد؟
 
اول دلم فراق تو را سرسری گرفت
 و آن زخم کوچک دلم آخر جذام شد
 
گلچین رسید و نوبت با من وزیدنت
 دیگر تمام شد ، گل سرخم! تمام شد
 
شعر من از قبیله ی خون است. خون من
 فواره از دلم زد و آخر کلام شد
 
ما خون تازه در تن عشقیم و عشق را
 شعر من و شکوه تو رمز الدوام شد
 
بعد تو باز عاشقی و باز... آه نه!
این داستان به نام تو اینجا تمام شد!
 
 

ادامه مطلب  

 

 
 ( عکس مرتبط با شعر نیست)         ( :
 
...
در تمام ِ شب چراغی نیست.
در تمام ِ شهر
نیست یک فریاد.
 
ای خداوندان ِ خوف‌انگیز ِ شب ‌پیمان ِ ظلمت‌دوست!
تا نه من فانوس ِ شیطان را بیاویزم
در رواق ِ هر شکنجه‌گاه ِ پنهانیی ِ این فردوس ِ ظلم‌آئین،
تا نه این شب‌های ِ بی‌پایان ِ جاویدان ِ افسون ‌پایه‌تان را من
به فروغ ِ صدهزاران آفتاب ِ جاودانی‌تر کنم نفرین، 
ظلمت‌آباد ِ بهشت ِ گند ِتان را، در به روی ِ من
بازنگشائید!
 
در تمام ِ شب چراغی نیست
در تمام ِ رو

ادامه مطلب  

عاشقی تمام  

تصمیم گرفتم
رها شوم
از قید و بند آدم ها
 
خسته شدم
دوستی گفت غمگین به نظر میرسی
دیگر شاداب و سرحال نیستی
هر روز لاغرتر میشی
 
و من لبخندی تلخ زدم
و کمی در وصف پایان عاشقیم گفتم
 
بهت زده نگاهم کرد
و انگار از چشمانم خوانده باشد 
داستانی از خود گفت
 
به خود آمدم
اما ....
 
ادامه این مسیر برایم تنهایی است
و تنهایی بهتر از حضور هر کسی است
 
عاشقی تمام
تمام و تمام
 

ادامه مطلب  

...  

فکر می کردم تمام شده. فکر می کردم یک بخش از وجودم را کنده ام و انداخته ام دوری که بنشینم سر زندگی خودم. فکر می کردم خوبم. خوب بودم از روز اول پاییز تا حالا خوب بودم. اما تمام نشده بود. تمام نمی شود. چیزی در من شکسته، بخشی، باوری که التیام یافتنی نیست. تمام شدنی نیست. ناگهان بی بهانه ای می شود یک بغض میانه ی خیابان و بعد تمام روز اشک می ریزی یا میخوابی یا اشک میریزی یا میخوابی یا اشک میریزی که هی بپرسند چی شده؟ چیزی نشده. چیزی که نباید می شد یک سال پی

ادامه مطلب  

نميدونم چرا چندروزه همش توي بچگيم گير كردم  

مثلا زنگ خورده استاز در مدرسه بیرون میپرم كیفم روی كوله بالا میپرد و مثلا پدر دارم و او  آنطرف خیابان با آن دوچرخه ی كره ای قديمي كه خورجین دارد و قرار است من روی خورجینش بنشینم منتظرم است نان هم خریده و كلاه هم سرش است آن شال سفید را هم كه ابجی مليحه برایش بافته دور گردنش است هوا سرد است از دهانش بخار بیرون می آید من ذوق كرده ام من از همه ی بچه های مدرسه خوشبخت ترم بابا بغلم میكند من را میگذارد ترك دوچرخه نان ها به من میدهد دستم از گرمای نان توی

ادامه مطلب  

انگار بعضی ها ...  

وقتی که ...
یک نفر می گذارد می رود
هی پشت سرت را نگاه می کنی
به راهی که آمده ای ، مسیری را که گذرانده ای
هی روزهای رفته را ورق می زنی ، تمام صحنه ها را
سکانس به سکانس مرور می کنی
یادت می رود قصه تمام شده است
ازین فصل به فصل دیگر ، تمام خاطراتت را ، ‍
روزهای قديمي ات را و آدم های گذشته ات را
را به یاد می آوری !!!
و زندگی را ، برای خودت ، جهنم می کنی ...
گاهی ...
رفتن یک نفر را ، برای چند لحظه تماشا می کنی
و بعد از آن
یک عمر از تمام آمدن ها بیزار می شوی!
انگار ب

ادامه مطلب  

گرمابه های قدیمی شال  

گرمابه های قديمي شال
در زمان قدیم، هیچ گونه تدبیری برای حمام در داخل منازل اندیشه نمی شد، از این رو تمام منازل فاقد گرمابه بودند. مردم برای استحمام به گرمابه های محلات می رفتند. روزها برو بیای خاصی در گرمابه ها بر پا بود. دیدار دوستان، کثرت جمعیت و حضور دلاک ها از ویژگی های گرمابه ها بود. . گرمابه ها به دو دسته قديمي و جدید تقسیم می شدند. گرمابه آقا سید رحیم خاتمی از جمله حمام های قديمي و بسیار معروف شال بوده است.
 حمام سنگی شال که بعد از انقلاب

ادامه مطلب  

سرامیک کف طرحدار  

 
مدل سرامیک 40*40 گلدار بوستان کار شده در کف سالن و اتاق ها بر روی موزاییک قديمي با ملات پودر سنگ و سیمان  که هنوز بند کشی نشوده است و قرار است که دیوار ان هم مدل سرامیک 40*40 طرحدار لوزی تا ارتفاع 120 با چسب کاشی خمیری بر روی دیوار گچی قديمي نصب شود : تصویر استاد جوان اقای محمودپیرهادی با 27 سال سن و 12 سال سابقه کاری مفید در کاشی کاری به طور جد. اموزش دیده تحت اساتید معروف  کاشیکاری ایران (استاد سهراب و ابوالفضل گلکار ) و دارای کارت مهارت کاشیکاری از

ادامه مطلب  

کاغذ کادوهای قدیمی و خاطراتی گنگ و مبهم اما سرشار از نور و رنگ  

باز یک تکه کاغذ کادو ( که جلد یک کتاب قديمي بود ) بدستم افتاد . آه چه حس و حال غریب و گنگی را این نقشهای ساده در من بر می انگیزند . هر بار که یکی از آنها را میبینم انگار سوار بر بال رویاها تا دور دستهای خیال و وهم می روم . به ناکجا آبادهای زندگی . جاهایی سرشار از لذت و شادهای کودکانه . آه .

ادامه مطلب  

فقط توی خواب این روزا میشه باهم باشیم، چ حکمتی داره پارک، انجمن شعر و این دوری  

شعر من تمام می شود اگر پنجره ای
سوی این اتاق کاغذین دل نظر کند
تا ک شاپرک از آن نور امید
جان بگیرد و به پشت پنجره سفر کند
شعر من تمام می شود اگر
آنهمه دعای صبح و آه شب اثر کند ! 
یا تمام می شود اگر صدای پای زندگی
از هر انبساط سرد سینه ام ...
.
.
.

ادامه مطلب  

محکوم  

با خود میگفت ای كاش عشق جور دیگر بودای كاش قلب زمان از كار می ایستادوقتی جهان به دور سرش میچرخید با كاغذ مچاله شده جواب آزمایش در دست؛از عمق این شب میترسید!ترس دارد، ترس دارد عاشق باشی و بعد یك روز بفهمی همه راه آمده را اشتباه رفتی..همه مسیر بیراهه بود...و حالا . . كه پر است از نیاز.. پر است از زخم های كه از خود خوردو تو را تا بی نهایت دور به پای هوسی از دست داد دلش میسوزد؛ دلش گـُـر میگیرد وقتی كه نازِ نگاه تو بر نگاره خیالش نقش میبندد..حال تو بگو!

ادامه مطلب  

فیلمهای این روزها  

این روزها به دليل شرایطی که دارم، فرصت بیشتری برای فیلم دیدن دارم، فیلماه  وسریالهای متعددی را این روزها دیده ام، از سریال The BlackList تا گزارش ها و مصاحبه های تی وی پلاس.
چند فیلم آمریکائی و دو فیلم فرانسوی دیدم که چیز قابل عرضی نداشتند و تنها همان موضوعات روزمره و پر از تنش و اکشن بودند، فیلم The Magnifist Seven را هم دیدم که بعدا اگر مجالي بود مفصل تر در موردش می نویسم که به نظرم نگاهی نو در فيلمهاي وسترن بود.
اما آنچه امروز می خواهم از آن بنویسم دیدن فی

ادامه مطلب  

ارزش مشتریان قدیمی  

در کسب و کار اینترنتی و البته سنتی هیچ چیز با ارزش‌تر از داشتن مشتریان قديمي و وفادار نیست. مشتریان قديمي بدون هیچ تبليغ و اطلاع‌رسانی از شما خرید می‌کنند. آن‌ها حتی برای شما تبليغ می‌کنند و مشتریان جدیدی را برای شما به ارمغان می‌آورند. معمولا برای ارتباط با مشتریان قديمي بسیار کم هزینه است. شما می‌توانید با ارسال ایمیل‌های مرتب آن‌ها را از کالاها و یا خدماتتان با خبر کنید. مشتریان قديمي برای خرید از شما سریع‌تر تصمیم می‌گیرند و همچن

ادامه مطلب  

 

 
توى یك دكلمه ى كُردى از دلتنگى ماهى اى در دریاهاى دورِ بى پى مى گوید. معنى نزدیكش در مغزم مى لولد.. دلم آتش مى گیرد
دلم مى خواهد تمام دریاها را، تمام دریاهاى دور بى پى را دست و پا بزنم، پیدایش كنم و تمام دلتنگى و بى كسى اش را به جان بخرم
 

ادامه مطلب  

فیلمهای خوبم کو؟  

حمید رستمی
با تمام علاقه و احترامی که به کیومرث پوراحمد و رضا کیانیان دارم ولي احساس می کنم که همکاری اخیرشان در فیلم "کفشهایم کو" فراتر از فاجعه است . سال پیش در اثنای برگزاری جشنواره قجر پوراحمد برای نشان دادن نقاط برجسته فیلمش به بازی رضا کیانیان اشاره کرده بود و گفته بود که "جوليان مور " که دو سال پیش برای بازی در فیلم "هنوز آليس" و نقش کسی که کم کم حافظه اش را از دست داده و به آلزایمر زود رس مبتلا می شود اسکار بهترین بازیگر زن را گرفت در دوره

ادامه مطلب  

 

خیلي وقتا دلم برای ی روزهای که از تمام وجود شاد و خوشحال بودم  از ته دل می خندیدم .
زمستان که میاد انگار خیلي خاطر های تلخ و شیرین زنده میشن 
یاد روزهای که توی خونه های قديمي و با کمترین امکانات همه توی ی اتاق زیر کرسی جلوی تلویزون کوچیک که سیاه و سفید بوددرا 

ادامه مطلب  

7  

هنوز هم باور نمیکرد. یک هفته بود که کارش شده بود روی تاب قديمي نشستن و به نقطه ای نامعلوم خیره شدن. آنا بود که با چشم هایی اندوه بار از پشت پنجره نگاهش میکرد. یک هفته بود که خواهرش را شاد و پر جنب و جوش ندیده بود. سوزانی که یک لحظه یک جا بند نمیشد. و حالا یک هفته ی تمام در سکوت روی تاب نشسته بود. حتی تاب هم ذره ای تکان نمیخورد.
آنا مدام فکر میکرد. اگر یادش نرفته بود دست گل سوزان را بگیرد... اگر پیتر چند لحظه منتظر میماند تا چراغ سبز شود... اگر راننده ای

ادامه مطلب  

 

✨داستان شب✨
 
این خاطره ای است که از یکی از اساتید قديمي دانشکده متالورژی دانشگاه صنعتی شریف نقل شده است:
 
یک بار داشتم ورقه های امتحانی دانشجوها رو تصحیح می كردم، به برگه ای رسیدم که نام و نام خانوادگی نداشت. با خودم گفتم ایرادی ندارد. بعید است که بیش از یک برگه نام نداشته باشد. از تطابق برگه ها با ليست دانشجویان صاحبش را پیدا می كنم.
 
تصحیح کردم و 17.5 گرفت. احساس کردم زیاد است! کمتر پیش می آید کسی از من این نمره را بگیرد. دوباره تصحیح کردم 15 گ

ادامه مطلب  

پیرو خله  

یک روز بعد از دیدن پیرو خله یک شاهکار کم نقص از ژان لوک گودار، فیلم پر است از ایده های خلاقانه ( مثل قطع شدن صدا، تدوین های نامرتب که البته برای گودار چیزهای تازه ای نبودند ولي به عقیده خودم در این کار بیشتر به دل می نشست) و داستانی جذاب به سبک فيلمهاي هاليوودی، موسیقی بی نظیر و فیلمبرداری دوربین روی دست راِئول کوتار افسانه ای،

ادامه مطلب  

همسايه روبه رو  

همسایه رو به رویمان یك خانه قديمي با پنجره های رنگی حصیر دار و یك حوض ابی بزرگ رنگ و رو رفته و ستون های هخامنشی كه كنده كاری هایش افتاده و خراب شدهاما باران كه میزند، كاشی های حیاط رنگ میگیرند و ان حیاط شاید هزار متری سبزِ بهشتی میشود و پر از حس های خوبچند بار خواستم بروم درشان را بزنم و بگویم میشود بیایم حوضتان را رنگ كنم و از ستون هایتان گل های رنگارنگ بیاویزم و آن گوشه ایوان صندلي بگذارم حداقل عصر خودتان دلتان نگیرد در این بهشت بی رنگ و رو ا

ادامه مطلب  

 

گاهی تمام عصر را به درد دل های پسری که دنیا روی سرش خراب است و یک عالمه علامت سوال و بهت و ناباوری از ساده و بیخیال گذشتن دوست دخترش دارد می گذرانی ، تمام سوال هاش را هر روز از خودت پرسیده ای ، تمام فحش هاش را قبلا به خودت داده ای ، بی حس شدن دست هاش را می شناسی ، اشک هاش را می شناسی ، نفس تلخی می کشی ، دعا می کنی دخترک به هر دليلي که رفته به دلش بیافتد و برگردد ، همان شب بر می گردد ! یکی نیست برای خودم دعا کند؟! برای منی که تمام عصرهایی که باران نم

ادامه مطلب  

دختری را احساس می کنم که زندگی می کند در من...  

هر گره ایی که در موهایت می زنم
آرزویی در دلم برآورده می کنم
قلب تمام زندگی ام می لرزد
از حال تا کودکی ام
دست هایم شادی را فریاد می زنند
چشمانم عشق را شماره می کنند
و من با هر گره
دلباخته تر
عاشق تر می شوم
گره های بیکرانت که تمام شد
کار دلم تمام است
دختری را احساس می کنم
که زندگی می کند در من
آیدین_دلاویز

ادامه مطلب  

تمام طرح‌های رد شده برج ایفل!  

رج ایفل، برجی فلزی در میدان شان دو مارس و در کنار رود سن واقع در شهر پاریس است. این برج که امروزه به عنوان نماد فرانسه شناخته می‌شود، پربازدیدترین بنای جهان و یکی از شناخته‌شده‌ترین بناها در جهان است.
ساخت برج ایفل در سال ۱۸۸۷ آغاز و در ۳۱ مارس ۱۸۸۹ به پایان رسید.در تصویر زیر، تمام طرح‌های رد شده برج ایفل را مشاهده می‌کنید.

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1